الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )
70
نخستينها ( فارسى )
همگى او را چنين پاسخ دادند كه انديشهاى درست آوردى و سخنى راست بگفتى . از حرف تو درنگذريم و تو را بدين كار گماريم ، كه تويى آن كس كه سخنت به دل نشيند و مؤمنان صالح را خرسند كنى . سپس با هم اين گونه سخن كردند كه اگر مهاجران نپذيرند و بگويند مهاجران و ياران آغازين رسول خدا و خويشان و دوستان او ما هستيم ، چرا پس از رحلت او در اين امر با ما درگير شدهايد ؟ گروهى گفتند : آنگاه بگوييم ، يك امير از ما و يك امير از شما ، و هرگز از اين كوتاه نياييم . سعد بن عباده چون اين سخن بشنيد ، گفت : اين سرآغاز سستى است . خبر به عمر رسيد و . . . گويم : همايش آغازينِ انصار بدين سبب بود كه چون ديدند عمر پيامبر ( ص ) را از وصيت باز داشته است ، دانستند كه قريش براى به دست گرفتن قدرت برنامهاى چيده است ، پس بر آن شدند تا فرصت را غنيمت شمارند . اما پيش از حضور ابوبكر و عمر و ابوعبيده ميان آنان اختلاف افتاد و عموزادهاش بشير بن سعد كه در زمان پيامبر نيز با او رقابت داشت ، بر حكومت وى رشك برد و پيش از عمر و ابوعبيده با ابوبكر بيعت كرد . همين امر موجب شد كه آتش كينه در ميان اوس و خزرج كه سعد از آنان بود شعلهور شود و به بيعت كردن با ابوبكر بشتابند و سعد را پايمال كنند . و ابوبكر اين گونه به پيروزى رسيد . « 1 » اولين كسانى كه براى امام حسين ( ع ) نامه نوشتند سليمان بن صرد ، مسيب بن نجيه ، رفاعة بن شداد و حبيب بن مظاهر بودند و از اين ميان جز حبيب كسى بر پيمان خويش پايبند نماند . ديگران اما جبران كردند و سرانجام به توبه پرداختند و به مزارش رفتند و گريستند و براى نبرد با عبيدالله ، راهى شام شدند و جنگيدند و به شهادت رسيدند . نخستين فرستادگان ايشان عبدالله بن مسمّع و عبدالله بن وال ، و واپسينِ ايشان هانى
--> ( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 3 / 218 .